السيد الخميني

27

ولايت فقيه ( فارسي )

يا دفاع از سرزمين و امت اسلام تعطيل گردد . اين حرف كه قوانين اسلام تعطيلپذير يا منحصر و محدود به زمان يا مكانى است ، بر خلاف ضروريات اعتقادى اسلام است . بنا بر اين ، چون اجراى احكام پس از رسول اكرم ( ص ) و تا ابد ضرورت دارد ، تشكيل حكومت و برقرارى دستگاه اجرا و اداره ضرورت مىيابد . بدون تشكيل حكومت و بدون دستگاه اجرا و اداره ، كه همهء جريانات و فعاليتهاى افراد را از طريق اجراى احكام تحت نظام عادلانه در آورد هرج و مرج به وجود مىآيد ، و فساد اجتماعى و اعتقادى و اخلاقى پديد مىآيد . پس ، براى اين كه هرج و مرج و عنان گسيختگى پيش نيايد و جامعه دچار فساد نشود ، چاره‌اى نيست جز تشكيل حكومت و انتظام بخشيدن به همهء امورى كه در كشور جريان مىيابد . بنا بر اين ، به ضرورت شرع و عقل آن چه در دورهء حيات رسول اكرم ( ص ) و زمان امير المؤمنين على بن ابى طالب ( ع ) لازم بوده ، يعنى حكومت و دستگاه اجرا و اداره ، پس از ايشان و در زمان ما لازم است . براى روشن شدن مطلب اين سؤال را مطرح مىكنم : از غيبت صغرى « 1 » تا كنون كه بيش از هزار سال مىگذرد و ممكن است صد هزار سال ديگر بگذرد و مصلحت اقتضا نكند كه حضرت تشريف بياورد ، در طول اين مدت مديد احكام اسلام بايد زمين بماند و اجرا نشود ، و هر كه هر كارى خواست بكند ؟ هرج و مرج است ؟ قوانينى كه پيغمبر اسلام در راه بيان و تبليغ و نشر و اجراى آن بيست و سه سال زحمت طاقت فرسا كشيد فقط براى مدت محدودى بود ؟ آيا خدا اجراى احكامش را محدود كرد به دويست سال ؟ و پس از غيبت صغرى اسلام ديگر همه چيزش را رها كرده است ؟ اعتقاد به چنين مطالبى يا اظهار آنها بدتر از اعتقاد و اظهار منسوخ شدن اسلام است . هيچ كس نمىتواند بگويد ديگر لازم نيست از حدود و ثغور و تماميت ارضى وطن اسلامى

--> « 1 » دوازدهمين پيشواى شيعيان ، حضرت حجّة بن الحسن در سال 260 ه . ق . از انظار غايب شدند . از آن زمان تا سال 329 ه . ق . شيعيان از طريق نايبان چهارگانه ( عثمان بن سعيد ، محمد بن عثمان ، حسين بن روح و على بن محمد ) با حضرتش در ارتباط بودند . اين دوره را عصر غيبت صغرى نامند . بعد از آن دورهء غيبت كبرى ايشان آغاز شد .